تبلیغات
دانستنیها - آسیب شناسی نظام های سیاسی و نظام سیاسی مطلوب از دیدگاه افلاطون(قسمت2)
 

آسیب شناسی نظام های سیاسی و نظام سیاسی مطلوب از دیدگاه افلاطون(قسمت2)

نوشته شده توسط :مهدی قاسمی
پنجشنبه 6 بهمن 1390-09:37 ب.ظ

اندیشه های افلاطون در باب سیاست در دو اثر مهم جمهور و قوانین نقش بسته است. در این تحقیق، علت ایجاد جامعه سیاسی و نیز آسیب های متوجه نظام سیاسی را در آرای افلاطون پی می گیریم.

ج. ضرورت حكومت فیلسوف

1. جلوگیری از تباهی شهر: از نظر افلاطون تا زمانی كه فلاسفه زمامداری را در دست نگیرند و یا آنان كه هم اكنون پادشاهی و سلطنت دارند به راستی در سلك فلاسفه درنیایند و نیروی سیاست با حكمت توأماً در فرد واحد جمع نشود، مفاسدی كه شهرها و به طور كلی نوع بشر را تباه می كند، كم نخواهد شد.25

مادام كه فلاسفه وادار نشوند تا زمامداری شهر را به عهده گیرند و شهر مجبور به اطاعت از آنان نگردد و یا تا زمانی كه زمامداران موروثی شهرها، پادشاهان كنونی و فرزندان آن ها حقیقتاً عاشق فلسفه واقعی نشوند، نمی توان انتظار داشت كه یك شهر یا حكومت یا فرد بتواند به درجه كمال رسد.26

از نظر افلاطون مفاسد عمومی و خصوصی تنها در صورتی از بین خواهند رفت كه فلاسفه زمام حكومت را به دست گیرند، و آن طرح حكومتی كه او در فكر خود پرورانده است، در صورت زمامداری فلاسفه جامه عمل خواهد پوشید.27

2. شایستگی فلاسفه: با توجه به اینكه فلاسفه علم به عدالت مطلق و كلیه حقایق دارند و حقایق مطلق را مشاهده كرده اند، از این رو، فقط آن ها شایستگی حكومت دارند.

فیلسوف كسی است كه وجود ابدی و لایتغیر را درك نماید و آنان كه از این ادراك عاجز و در وادی كثرت و تغییر سرگردانند شایسته این نام نیستند. زمامداری شهر را نیز باید به كسانی واگذار نمود كه قادر به حفظ قوانین و سنن شهر باشند. كسانی كه از درك وجود حقیقی محرومند نمی توانند احكام زیبایی و عدل و نیكی را چنان كه در این عالم تحقق پذیر است دریابند; زیرا نه در باطن خود ملاك و نموداری برای پی بردن به آن احكام دارند و نه حقیقت مطلق را می توانند مشاهده نمایند تا مانند نقاشی كه به اصل چشم دوخته و از روی آن تصویر می سازد، همواره به مرجع اصلی برگشت كنند و با دقت تمام از آن سرمشق گیرند. از این رو، چنانچه احكامی موردنیاز هنوز وضع نشده باشند اینان از وضع آن عاجزند و چنانچه پیشتر وضع شده باشند از عهده حفظ و حراست آن برنخواهند آمد.28

بنابراین، تنها فلاسفه شایستگی زمامداری دارند; زیرا تنها آن ها هستند كه وجود حقیقی را درك نمودند و توانایی وضع احكام و حفظ و حراست از آن را دارند.

3. صفات و ویژگی های فلاسفه: افلاطون صفات و ویژگی هایی را برای فلاسفه ذكر می كند و از آن ها نتیجه می گیرد كه فقط فلاسفه شایستگی زمامداری دارند.

فیلسوف حقیقی خویشتن دار است و از هرگونه حرص و طمع آزاد; زیرا مسائلی كه دیگران را به كسب ثروت و تجمل وادار می كند، در او تأثیر ندارد29 و همچنین فیلسوف از هرگونه دنائت طبع مبراست; زیرا كه پستی طبع با روح انسانی سازگار نیست.30 پس باید در جستوجوی نفوسی بود كه علاوه بر صفات دیگر، دارای اعتدال و حسن سیرت بوده و طبعاً مستعد پی بردن به حقیقت اشیا باشند.31

افلاطون پس از ذكر اوصاف فلاسفه چنین نتیجه می گیرد: «آیا تو حاضر نخواهی بود كه زمامداری شهر را منحصراً به این گونه مردم كه از حیث تربیت و تجربه به درجه كمال رسیده باشند (حافظه خوب و سرعت فهم و علوّ همت و حسن سیرت و علاقه به راستی و عدالت و شجاعت و اعتدال) واگذار كنی؟ گفت: قابل انكار نیست»;32 «برای نگهبانی شهر ما كامل ترین افراد همانا فلاسفه اند.»33

 

تمثیل غار

افلاطون برای اینكه نشان دهد تنها فیلسوف شایستگی زمامداری دارد، تمثیلی را، كه به تمثیل غار معروف است، چنین مطرح می كند: مردمانی داخل غار ساكنند كه درِ آن به سوی روشنایی است و ساكنان از آغاز طفولیت با دست و پای بسته پشت به درِ نشسته اند و توان هیچ گونه حركت و تكان دادن سر را ندارند. پشت سر آن ها آتشی روی تپه ای روشن است و بین آتش و غار جاده ای است كه چیزهایی از آن عبور می كنند و مابین جاده و غار دیوار كوتاهی است و چیزهایی كه عبور می كنند، سایه آن ها داخل غار ـ جایی كه زندانیان می توانند ببینند ـ می افتد. این ها از سایه تعریفی برای خود دارند و تصور می كنند حقیقت آن اشیا را می بینند. اگر یكی از این ها از قید زنجیر آزاد شود و از نادانی رهایی پیدا كند و سر خود را به عقب برگرداند و به سوی روشنایی نگاه كند و او را به اجبار از غار بیرون كشند، روشنایی آفتاب او را اذیت خواهد كرد. وقتی به تدریج چشمان او به محیط عادت كند، عین خورشید را بیواسطه ببیند، اگر به غار برگردد قضاوت او در مورد سایه ها مورد استهزاء دوستانش واقع می شود و بیرون رفتن او را موجب كوری او تلقّی خواهند كرد.34

به نظر افلاطون فقط فلاسفه هستند كه از این تاریكی رهایی یافته اند و برای رهایی دیگران از این جهل، باید زمام امور را در دست گیرند; چون تنها آن ها به حقیقت پی برده اند و خیر مطلق را، كه سرچشمه همه زیبایی هاست، درك نموده اند. از این رو، باید فداكاری كنند و چندی از مشاهده عالم بالا دست بكشند و زمام امور را در دست گیرند.

افلاطون در ضرورت زمامداری چنین افرادی می نویسد: «پس وظیفه ما مؤسسان شهر این است كه نفوس شریف را وادار نماییم كه به كسب عالی ترین علم، یعنی درك خیر محض و عروج به عالم بالا...، اشتغال ورزند، اما پس از آنكه بدان مقام واصل شدند و دیر زمانی درك خیر نمودند... دیگر مأذون نخواهند بود كه در آن مقام مسكن گزینند و از تنزل به جهان زندانیان و شركت در رنج و خوشی آنان شانه تهی كنند.»35

سپس افلاطون نفوس شریفه را كه به درك خیر محض نایل شدند ملزم می كند كه: «هر یك به نوبت به اقامتگاه هم میهنان خویش فرود آیید و چشمان خود را به تاریكی محیط آشنا كنید. وقتی به آن تاریكی خو گرفتید، هزار بار بهتر از دیگران هر چیز را خواهید دید... زیرا زیبایی و عدل و خیر محض را به رأی العین مشاهده نموده اید. بدین ترتیب، هم برای شما و هم برای ما حكومت مفهوم حقیقی خواهد داشت.»36

 

د. امكان تحقق آرمان افلاطون

افلاطون وضعیت موجود فلاسفه را كه افراد بیكاری تلقّی می شوند به وضعیت ناخدای ماهری تشبیه می كند كه عده ای به او شوریده و سكان داری كشتی را به دست گرفته اند. اینان ناخدای حقیقی را سر به هوا، یاوه گو، و بیكار خواهند خواند.37

از نظر او علت عاطل یا فاسد بودن فلاسفه، تقصیر جامعه است كه به آن ها اجازه نمی دهد زمامداری و هدایت را به عهده گیرند.38 البته، افلاطون دلیل دیگری را هم مطرح می كند و آن اینكه: افرادی كه دارای صلاحیت نیستند به تحصیل فلسفه پرداخته اند.39

افلاطون اندیشه زمامداری فیلسوف و آنچه را كه درباره شهر و حكومت گفته، صِرف خیال و اندیشهورزی نمی داند، بلكه آن را اندیشه ای عملی می داند كه تحقق آن بسیار دشوار است; «جز بدان طریق كه گفتم تحقق پذیر نیست و آن این است كه  زمام امور كشور به دست یك یا چند فیلسوف سپرده شود.»40

فیلسوف نیز باید عدالت را مهم ترین و ضروری ترین اصل بشناسد و شهر را بر پایه عدالت پروری استوار كند و برای تحقق آن باید هر كس را كه بیش از ده سال دارد از شهر بیرون بفرستد تا تربیت كودكان تحت نفوذ آداب و رسوم و اخلاق پدران و مادران قرار نگیرند و آنان را بر طبق اصولی كه خود صحیح می دانند پرورش دهند. این سریع ترین و آسان ترین شیوه برای تأسیس شهر و حكومت موردنظر افلاطون است.41

 

ماهیت، هدف و ویژگی های قانون نظام سیاسی مطلوب افلاطون

الف. ماهیت قانون

از نظر افلاطون پایه گذار قوانین شهر خداست و در این تردید نیست. او در چند جای كتاب قوانین به ماهیت الهی بودن قوانین اشاره دارد.42

قوانین را باید اثر الهام الهی دانست و كسی كه بر خلاف آن معتقد باشد، نباید او را تحمل كرد; «شاید همه قوانین شما خوب باشد، ولی به هر حال، یكی از آن ها را باید بهترین قوانین شمرد. مرادم آن قانونی است كه به جوانان اجازه نمی دهد درباره خوبی یا بدی قانونی موجود تجسس كنند، بلكه به آنان حكم می كند كه همه یكدل و یك زبان بگویند كه همه قوانین كشور خوبند; زیرا اثر الهام خدایان اند. اگر كسی سخنی جز این به زبان آورد دیگران حق ندارند آن را تحمل كنند.»43

معیار همه چیز خداست; «برای ما اندازه و معیار هر چیز خداست نه چنانكه بعضی می پندارند این یا آن آدمی»44 و چون پایه گذار قوانین شهر نیز خداست، بنابراین جوانان باید در مرحله نخست به فرمان قانون سر بنهند; زیرا اطاعت از قانون، اطاعت از خداست.45

 

ب. هدف قانون

1. فضیلت انسانی: قانون گذار در وضع قوانین باید فضیلت انسانی را در نظر داشته باشد و هدف از وضع قوانین را پرورش فضایل انسانی قرار دهد. همان گونه كه همه قانون گذاران هنگام وضع قانون هدفی جز فضیلت انسانی ندارند; «راه درست بررسی قوانین همین است كه پژوهش كننده فضیلت انسانی را در نظر آورد و بررسی را با این فرض آغاز كند كه قانون گذار هنگام وضع قانون هدفی جز فضیلت انسانی نداشته است.»46

هدف همه جزئیاتی كه برای قانون ذكر می شود، چیزی جز فضیلت انسانی نیست.47 قانون گذار در وضع قوانین باید به تمام فضایل انسانی توجه كند; چون هدف قانون فضیلت است: «اگر هدف قانون فضیلت انسانی باشد بسیار خوب است. ولی قانون خوب چنان قانونی نیست كه تنها به جزئی از فضیلت توجه كند، بلكه تمام قابلیت باید هدف قانون باشد.»48

2. خیر و صلاح عموم: توجه قانون گذار در وضع قوانین به خیر و صلاح عموم ضروری است; «قانون گذاران قوانین را با توجه به خیر و صلاح عموم وضع كنند و خیر صلاح عموم نه در جنگ خارجی است و نه در كشمكش داخلی.»49

قانون گذار برای وضع قانون باید توجه به حالت صلح داشته باشد; چون جنگ یك استثناء است. از دید افلاطون سیاستمدار خوب كسی نیست كه توجهش در مرتبه نخست به جنگ با دشمنان خارجی باشد و یا در هنگام قانونگذاری در زمان صلح، جنگ را هدف خود قرار دهد، بلكه سیاستمدار خوب كسی است كه هنگام وضع قانون برای جنگ، هدفش برقراری صلح و آرامش باشد.50

اگر قانون گذار فقط به جنگ توجه كند، به یكی از فضایل انسان كه شجاعت است توجه كرده است. در حالی كه، در وضع قوانین باید به تمام فضایل انسانی توجه كند.51

3. بهره مندی جامعه از دانش و روشن بینی: افلاطون به این مطلب كه هدف قانون گذار باید بهرهوری جامعه از دانش و روشن بینی باشد، تأكید زیادی دارد و حتی آن را به عنوان بزرگ ترین هدف قانون گذار مطرح می كند; «بزرگ ترین هدف قانون گذار باید این باشد كه جامعه را تا آنجا كه میسّر است از دانش و روشن بینی بهرهور سازد و از نادانی برهاند.»52

در كتاب قوانین در كنار روشن بینی، اعتدال و هماهنگی نیز از اهداف قانون گذار در وضع قوانین تلقّی شده است.53 در برخی عبارات قوانین، علاوه بر روشن بینی و هماهنگی، آزادی نیز جزو اهداف قانون شمرده شده است; «قانون گذار هنگام وضع قانون باید سه هدف در نظر داشته باشد، جامعه ای كه طبق قوانین او اداره خواهد شد باید آزاد باشد و با خود هماهنگ، و روشن بین باشد.»54

4. برخورداری شهروندان از مطلوب ترین زندگی ها: قانون گذار باید قوانینی را وضع كند كه در پرتو آن شهروندان نه تنها از مطلوب ترین و مطبوع ترین زندگی ها، بلكه از بهترین و زیباترین آن ها برخوردار شود. افلاطون مطلوب ترین زندگی ها را درجه بندی می كند; «مطلوب ترین نوع زندگی برای ما در مرتبه اول، زندگی توأم با خویشتن داری است و در مرتبه دوم، زندگی از روی دانایی و سوم، زندگی توأم با شجاعت است و زندگی توأم با تندرستی را در مرتبه چهارم قرار می دهیم.»55

اعتدال در اندیشه افلاطون جایگاه ویژه ای دارد. در وضع قوانین نیز قانون گذار باید خوشی ها و دردها و آرزوها و میل های مردم را كه همه اندیشه بشری را متوجه خود كرده است، به دقت بررسی كند تا قوانینی را كه وضع می كند از افراط و تفریط به دور باشد.56

اعتدال، همان گونه كه در صفات و ویژگی ها موجب ایجاد صفاتی پسندیده و زندگی مطلوبی برای انسان می شود، در زندگی اجتماعی و وضع قوانین نیز نیكبختی جامعه را در پی دارد: «وقتی كه آدمیان به فكر وضع قوانین می افتند ناچارند همه اندیشه خود را متوجه لذت ها و دردها كنند، چه در اجتماع و چه در یكایك افراد بشر، آنكه از این دو چشمه (لذت ها و دردها) به هنگام مناسب مقداری كه جایز است برگیرد، خواه جامعه باشد خواه فرد انسانی... همواره نیكبخت است. ولی كسی كه به افراط و تفریط گراید... زندگی اش با بدبختی همراه خواهد بود.»57

 

ج. نظام سیاسی مطلوب

افلاطون نوع نظام سیاسی را كه برای اجرای درست قوانین مطرح می كند، نظامی است كه از تركیب حكومت استبدادی و دموكراسی به وجود آید و طریقه اعتدال را جمع بین این دو نوع نظام می داند.58 البته، از نظر او بهترین و سریع ترین نظام برای نیكبختی جامعه، نظام استبدادی است كه در آن حاكمی با ویژگی هایی از قبیل: جوان بودن، خویشتن داری، تیزهوشی، دلیری و اصالت، در كنار قانونگذاری توانا وجود داشته باشد.59

 

جمع بین حكومت استبدادی و دموكراسی

در هر جامعه ای دو طبقه وجود دارد: «عده ای باید فرمان بدهند و دیگران باید اطاعت كنند»60 حال برای اجرای درست قوانین، افلاطون چه نوع نظام سیاسی را پیشنهاد می كند؟

افلاطون با ستایش از قانون اساسی اسپارت به خاطر محدود كردن حكومت پادشاهی، می گوید: «گمان می كنم یكی از خدایان عنان سرنوشت كشور شما را به دست گرفت و نگذاشت قدرت سلطنت در دست یك شهریار بماند، بلكه آن را به دو پادشاه... سپرد. بدین سان، اقتدار آنان را در دایره اعتدال محدود ساخت... خطری كه از توأم شدن قدرت با غرور ناشی از تبار در حكمرانان شما، كشور را تهدید می كرد باز شناخت و شورای بیست و هشت مرد سالخورده ضمیمه مقام سلطنت ساخت و در تصمیم های مهم به آن شورا حق رأی برابر با پادشاه بخشید... بدین سان، در كشور شما حكومت پادشاهی كه از هر سو با عوامل اعتدال محاصره شده بود، زمانی دراز پایدار ماند و در نتیجه، همه سازمان های دولتی از دگرگونی و تباهی و فساد مصون ماندند.»61

از نظر افلاطون اگر یك فرد قدرت زیادی داشته باشد ستمگر می شود; «هرجا كه گامی از دایره اعتدال فراتر بنهیم و بر هر موجودی كوچك قدرتی بیش از ظرفیت او ببخشیم... روح از كثرت غرور به ستمگری می گراید... در نتیجه، نزدیك ترین دوستانش از او بیزار می گردند و چندی نمی گذرد كه خود نابود می شود و قدرتش تباه.»62

افلاطون تمام حكومت های دیگر را تركیب این دو حكومت می داند (استبدادی و دموكراسی) و از نظر او جامعه ای كه بتواند بین آزادی و روشن بینی جمع كند، نیكبخت خواهد بود; «دو نوع حكومت هست كه می توان حكومت مادر نامید. همه انواع دیگر از آن دو زاده اند. یكی حكومت پادشاهی است، دیگر حكومت دموكراسی. نمونه كامل حكومت پادشاهی را در ایران می توان یافت و كامل ترین نوع حكومت دموكراسی را در كشور ما. همه حكومت های دیگر چنانچه گفتیم از آمیزش آن دو به صورت های گوناگون پدید آمده اند. برای اینكه در جامعه ای آزادی و هماهنگی توأم با روشن بینی برقرار باشد حكومت آن جامعه ناچار باید مشخصات آن هر دو نوع را در خود جمع كند... اگر جامعه ای از آزادی و هماهنگی و روشن بینی بهره مند نباشد ممكن نیست روی نیك بختی ببیند.»63

در حكومت ایران و آتن اعتدال نیست; چون در یكی از آن دو كشور اصل حكومت فردی رایج است (ایران) و در دیگری، اصل آزادی بی حد و حصر (آتن). بنابراین، هیچ یك از آن دو راه اعتدال نمی پیمایند.64 ایران در زمان كوروش سعی در جمع بین دو نوع حكومت داشت و چون راهی میان استبداد و آزادی را پیش گرفت، هم مردم آزاد بودند و هم ملل زیادی تحت سلطه بودند.65

افلاطون در ادامه علت بدتر شدن وضع ایران را استبداد حاكمان می داند; چون به خاطر استبداد بین ملت و حاكمان فاصله افتاد، شهریاران آزادی را از ملت سلب كردند و خودرأیی و استبداد را به حد اعلی رساندند و این موجب شد تا روح همكاری در جامعه از بین برود. در جامعه ای كه حكمرانان به ملت بی اعتنا شوند و هدفی جز قدرت و منافع شخصی نداشته باشند، ملت نیز از آن ها روی گردان می شوند و اگر زمانی به یاری ملت نیازمند شوند، مردم هیچ رغبتی برای رفتن به میدان جنگ نشان نمی دهند. حاكمان چاره ای نمی بینند جز اینكه با پرداخت مزد گروهی از بیگانگان را به خدمت درآورند و سرنوشت خود را به دست مزدوران بسپارند.66

افلاطون كشور آتن را كه در آن دموكراسی حاكم است مورد نكوهش قرار می دهد و آن را چنین توصیف می كند: «كشوری كه در آن آزادی بی حد و حصر و بی اعتنایی به همه سازمان ها و مقامات دولتی حكم فرماست، به مراتب بدتر از كشوری است كه به دست بیگانگان ولی با اعتدال و میانه روی اداره شود.»67

اندیشه اعتدال افلاطون در نظام سیاسی مطلوب او نیز كاملا هویداست. وی تأمین سعادت جامعه را منوط به جمع بین حكومت استبدادی و دموكراسی می داند: «از دو نوع حكومت سخن گفتیم كه اصل در یكی، استبداد كامل است و در دیگری، آزادی بی حد و حصر. نوع سومی از آمیزش آن دو در نظر گرفتیم كه در آن از یك سو، از خشونت كاسته شده و از سوی دیگر، آزادی محدود به قیودی گردیده است. حكومتی كه می تواند سعادت جامعه را تامین كند همین نوع سوم است.»68

 






نظرات() 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


صفحات جانبی:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ:




برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


کد گالری


Pichak go Up



سایت تفریحی اس ام اس جوکز - انواع اخبار و اس ام اس میهن موبایل - دانلود موبایل،برنامه موبایل،بازی موبایل،تم موبایل،,والپیپر موبایل






The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox