تبلیغات
دانستنیها - تأثیر متقابل نظام آموزشی ـ پژوهشی علم اقتصادو نظام اقتصادی و اجتماعی ایران
 

تأثیر متقابل نظام آموزشی ـ پژوهشی علم اقتصادو نظام اقتصادی و اجتماعی ایران

نوشته شده توسط :مهدی قاسمی
یکشنبه 16 بهمن 1390-03:24 ب.ظ

کتابهای تاریخ دانش می تواند به مردم و تصمیم گیران در کشورهای در حال توسعه نشان دهند که علم چگونه در برخی از کشورها پیشرفت کرده و چه کسانی در جامعه مانع پیشرفت علم در بعضی کشورها شده است و نیز می توانند راهنمای یک ملت و رهبران آن باشند تا از پرتگاههایی که دیگران در آن غلطیده اند و مانع رشد دانش در کشور خود شده اند پرهیز کنند این موارد راجع به علم اقتصاد نیز صادق است.بشر در طول دوران حیات خود همواره برای تعالی خویش اقدام به دانش اندوزی و تحقیقات نموده است و تحولات گذشته را بررسی نموده و نسبت به اینده پیش بینی هایی انجام داده است. نقش تحقیقات و پژوهش به عنوان عامل موثر در رشد و توسعه اقتصادی تقریبا مورد اتفاق نظر کلیه علمای علم اقتصاد می باشد.

جستارگشایی

کتابهای تاریخ دانش می تواند به مردم و تصمیم گیران در کشورهای در حال توسعه نشان دهند که علم چگونه در برخی از کشورها پیشرفت کرده و چه کسانی در جامعه مانع پیشرفت علم در بعضی کشورها شده است و نیز می توانند راهنمای یک ملت و رهبران آن باشند تا از پرتگاههایی که دیگران در آن غلطیده اند و مانع رشد دانش در کشور خود شده اند پرهیز کنند این موارد راجع به علم اقتصاد نیز صادق است.بشر در طول دوران حیات خود همواره برای تعالی خویش اقدام به دانش اندوزی و تحقیقات نموده است و تحولات گذشته را بررسی نموده و نسبت به اینده پیش بینی هایی انجام داده است. نقش تحقیقات و پژوهش به عنوان عامل موثر در رشد و توسعه اقتصادی تقریبا مورد اتفاق نظر کلیه علمای علم اقتصاد می باشد.

در قلمرو دانش اقتصاد و بر حسب شیوه های کنونی آموزشی آن عینیت و واقعیت مسائل اقتصادی چگونه بر ما آشکار می گردد؟ اگر بتوانیم پاسخی دقیق برای این سوال پیدا کنیم گامی اساسی به جلو برداشته ایم. زیرا همان طور که جامعه شناسان و روان شناسان تصریح می کنند به طور کلی رفتار بشر براساس شناخت و معرفت شکل می گیرد و روابط او با دنیا و سایر انسانها و جوامع به چگونگی شناخت او از طبیعت و جامعه بستگی دارد.

بنابراین پیدایش یک استنباط خاص از واقعیت قادر است در تمام ارکان جامعه نهادهای اجتماعی و حتی شکلهای خصوصی زندگی رواج یافته بر سلیقه ها اختلافات و حتی سنن و اصول سیاسی و به طور کلی در همه شئون و روابط اجتماعی سایه خود را بگستراند.

سؤالی که باید برای جامعه ما مطرح باشد این نیست که کدام نظریه از لحاظ منطقی و فلسفی پیچیده تر و دقیق تر است بکله سوال این است که کدام دیدگاه و نظریه پاسخگوی مسائل حاد کشور است و چه دیدگاهی با مسائل کشور مرتبط بوده و موضوعیت دارد.

در ایران امروز نوعی سنت فکری میان جامعه علمی اقتصاد شکل گرفته که از طریق نظام پاداش و جزا هر گونه اندیشه اقتصادی را ابتدا مورد گزینش قرار داده و متناسب با درجه همسویی و همخوانی اندیشه جدید الورود با گفتار غالب آن را مورد انتخاب قرار می دهد. علم اقتصاد کنونی که بیشتر به ریاضیات به عنوان همه چیز می نگرد نوعی بینش تک بعدی را پرورش داده است که بسیار زود بازده اما بسیار ناپخته و خام است.

و اما سوال دیگر آنکه چرا در نظام آموزشی غالب تفکر به سوی جریان غالب علم اقتصاد می باشد؟ پاسخ کاملاً روشن است. مدرسان استادان جز تعداد بسیار قلیل دانش معتبر اقتصادی را جریان غالب اقتصادی می دانند و جریان های دیگر را که تکنیک و ریاضیات سرکار نداشته باشد را انشایی بیش قلمداد نمی کنند. بی شک دانشجویان پرورش یافته نیز به همین سمت و سو راه خواهند یافت.

جامعه علمی اقتصاد کنونی با سایر رشته های علوم انسانی مانند جامعه شناسی علوم سیاسی و تاریخ در غالب محتوای مطالب آموزشی ارتباطات چندانی ندارد و آنچه که وجود دارد محدود به ارائه چند واحد درسی در این زمینه ها می باشد و این نوع دروس حتی در سطوح بالاتر از کارشناسی اصلاً به چشم نمی خورد.

دانشی که در یک جامعه شکل می گیرد بخش مهمی از سرمایه فرهنگی آن جامعه را تشکیل می دهد. این دانش همچنین هنجارهای فکری جامعه را تعیین می کند. تصمیم گیریها نیز براساس این هنجارها صورت می گیرد یکی از مهمترین کارکردهای دانش ایجاد اعتقاد نسبت به مسائل عینی است و عقل آگاهانه و همراه با اعتقاد بسیار پرقدرت و موثر خواهد بود.

سرچشمه دانش اقتصاد از کشورهای خاص نشات گرفته است. بنابراین بخشهای وسیعی از آنچه منشاء فراروی تفکر ما به سوی اقدامها و تصمیمات اقتصادی می شود ابتدا در آنجا تولید شده و با مکانیسمی به نام انتقال دانش در اختیار ما قرار گرفته است. باید دید فرایند انتقال چگونه و براساس چه ضوابط و قواعدی صورت می پذیرد تا بهتر بتوان سرنوشت کنونی خود و ریشه های بحران را توضیح داد در کشورما به عنوان یک کشور در حال توسعه اقتباس علم از همین منابع کاملاً روشن و مشخص است. در این مقابل سعی داریم تأثیرات متقابل نظام آموزشی و پژوهشی علم اقتصاد و نظام ـ اجتماعی کشور را بررسی نمائیم.

در دهه اخیر سلسله کتابها و مقالات متعددی در مورد بحران علم اقتصاد نگاشته شده است به طوری که در علم اقتصاد مدرن کنونی عمدتا به کسانی توجه می گردد که از معلومات ریاضی و اقتصاد سنجی و آمار برخوردار باشند. بدین معنا که تقربیا فرمالیسم در علم اقتصاد غالب گشته است. به نظر مارک بلاک، فرمالیسم به معنای رویکردی است که به بهای غفلت از محتوا به شکل و

نحوه بیان نظریه ها اهمیت می دهد. فرمالیسم به ویژه فرمالیسم ریاضی به استدلال وضوح و دقت می بخشد اما التزام به مدل سازی صوری به هر بهایی که باشد راه ورود به تحلیل مسائل مهم را می بندد در کشور ما حتی فرمالیسم نوآوری های صوری را نیز ندارد و آنچه هست برگردان و مونتاژ مدل سازی است. خلاصه با این نوع

در ایران امروز نوعی سنت فکری میان جامعه علمی اقتصاد شکل گرفته که از طریق نظام پاداش و جزا هر گونه اندیشه اقتصادی را ابتدا مورد گزینش قرار داده و متناسب با درجه همسویی و همخوانی اندیشه جدید الورود با گفتار غالب آن را مورد انتخاب قرار می دهد.

علم اقتصاد کنونی که بیشتر به ریاضیات به عنوان همه چیز می نگرد نوعی بینش تک بعدی را پرورش داده است که بسیار زود بازده اما بسیار ناپخته و خام است.

و اما سوال دیگر آنکه چرا در نظام آموزشی غالب تفکر به سوی جریان غالب علم اقتصاد می باشد؟ پاسخ کاملاً روشن است. مدرسان استادان جز تعداد بسیار قلیل دانش معتبر اقتصادی را جریان غالب اقتصادی می دانند و جریان های دیگر را که تکنیک و ریاضیات سرکار نداشته باشد را انشایی بیش قلمداد نمی کنند. بی شک دانشجویان پرورش یافته نیز به همین سمت و سو راه خواهند یافت.

جامعه علمی اقتصاد کنونی با سایر رشته های علوم انسانی مانند جامعه شناسی علوم سیاسی و تاریخ در غالب محتوای مطالب آموزشی ارتباطات چندانی ندارد و آنچه که وجود دارد محدود به ارائه چند واحد درسی در این زمینه ها می باشد و این نوع دروس حتی در سطوح بالاتر از کارشناسی اصلاً به چشم نمی خورد.

برخورد با علم اقتصاد اعتراض گسترده ای در بین افراد شکل گرفت و کتابهای بحران علم اقتصاد اعتراضاتی به این امر محسوب می شد.اقتصاددانان مشهوری چون مارک بلاک و دیوید کلاندر نیز اعتراضاتی را در مورد ماهیت پژوهش و آموزشی علم اقتصاد ابراز نموده اند که عمدتا به نحوه تحقیقات انجام گرفته در علم اقتصاد بود. ایشان اظهار داشتند که آموزش علم اقتصاد بدان گونه که در دانشگاه ها تدریس می شود چنان شیفته تکنیک ها و ابزارهای ریاضی شده است که به طور کلی پژوهش در مورد مسائل دنیای واقعی را به فراموشی سپرده است. اما آنچه که تقریبا تمامی اندیشمندان علم اقتصاد بر آن اتفاق نظر دارند بیمار بودن علم اقتصاد مدرن است.

آموزش امروزی در علم اقتصاد به گونه ای است که موضوع علم اقتصاد را به نوعی به ریاضیات اجتماعی تبدیل کرده است و چنانچه موضوعی با مدل سازی و ریاضیات همراه نباشد هیچگونه اهمیتی ندارد.

اهمیت مدل سازی و ریاضیات در رهایی علم اقتصاد ملال آور قدیمی و فهم بهتر برای هیچکس پوشیده نیست. اما متاسفانه امروزه تکنیک و ریاضیات بسیاری در پژوهش های اقتصادی به چشم می خورد و تقریبا می توان گفت که تکنیک در غالب تحقیقات اقتصادی به گونه ای است کمتر توجهی به مسائل جهان واقعی و محتوا

را باقی گذشته است. با نگاه اولیه به مجلات و گزارشهای اقتصادی داخل و خارج کشور مشاهده می شود که ریاضیات همه چیز است و محتوا هیچ و مقالاتی که کمتر با ریاضیات بیان شده باشند به تعداد بسیار اندک وجود دارد.

اما باید پرسید چرا جریان غالب در پژوهش های اخیر علم اقتصاد به این سمت و سو کشیده شده است؟ بی شک نحوه آموزش در دانشگاهها و تربیت دانشجویان دراین امر بسیار موثر است. با بررسی رساله ها و تحقیقات انجام شده در کشور می توان این بیماری اقتصاد مدرن را در ایران نیز به خوبی مشاهده نمود. اغلب تحقیقات صورت گرفته به گونه ای شکل گرفته که گویی نتوانسته است هیچگونه کمکی به پیشرفت علم اقتصاد نماید. اما این بیماری از چه زمانی در علم اقتصاد آغاز شد؟ در این مورد نظرات متفاوتی وجود دارد. اما نظریه ای که بییشر روی آنها توافق وجود دارد این است که این بیماری به مقاله ای در سال 1954 که توسط دبرو وارو منتشر شده بود برمی گردد ایشان در مقاله خود با اثبات بسیار دقیق به تعادل چند بازار با یکدیگر پرداختند این در حالی بود که همین موضوع حدود یک قرن زودتر توسط لئون والراس بیان شده بود. اما والراس نتواسته بود در قالب فرمولها و تکنیکهای ریاضی به بیان این موضوع بپردازد. سخن کوتاه آنکه نطفه تحقیقات کنونی علم اقتصاد ریشه در اثبات معروف اروو دبرو در مقابل چند بازار با یکدیگر بود. اثبات ایشان بیشتر دارای مفهوم ریاضی بود تا اقتصاد. از آنچه گفته شد می توان به نقش آموزش در تدوین تحقیقات و پژوهش صورت گرفته در کشور پی برد.

در حدود صد سالی است که از آشنایی ایرانیان با علم اقصادی سپری می شود و در این فاصله کتب و مقالات متعددی به رشته تحریر در آمده است و جامعه علمی اقتصاد طی این دوره گفتارهای اقتصادی گوناگونی را در فضای علمی کشور ارائه داده است. واقعیت این است که امروزه غالب آموزش ها و پژوهش های اقتصادی خواسته یا ناخواسته، در چارچوب نظریه نئوکلاسیک شکل می گیرد. می گوئیم ناخواسته چرا که دانشجوی رشته اقتصاد یامحقق اقتصادی در فضای آموزشی و تحقیقی انتخاب دیگری نداشته است به زبان دیگر علم اقتصاد را در محدوده ای می بیند که به او آموزش داده اند و هیچ گاه درمورد تئوریهای مرسوم در تبیین واقعیات جامعه و به تبع آن تجویزهای سیاسی موثر در رفع معضلات اقتصادی کشور مورد سوال قرار نگرفته است. در واقع از او نخواسته اند تا تجربه و تحلیل معرفت شناختی نسبت به آنچه فراگرفته است صورت دهد اما این بحث اولیه هر انسانی است که بداند چه آموزد. این که محیطهای آموزشی حوزه وسیعی از اندیشه ها و دیدگاهها را درمقابل دواطلبان بگسترانند و حق انتخاب را به او واگذار نمایند از اصول اولیه توسعه اقتصادی و سیاسی است و تحلیل یک دیدگاه در یک محیط علمی کاری غیر علمی محسوب می گردد. سؤالی که باید برای جامعه ما مطرح باشد این نیست که کدام نظریه از لحاظ منطقی و فلسفی پیچیده تر و دقیق تر است بکله سوال این است که کدام دیدگاه و نظریه پاسخگوی مسائل حاد کشور است و چه دیدگاهی با مسائل کشور مرتبط بوده و موضوعیت دارد.

در حال حاضر به نظر می رسد که غالب پژوهشگران و سیاست گذاران به این نتیجه رسیده اند که تئوری های مذکور توانایی پاسخگویی به شرایط کشور و مشکلات آن را ندارد.

متأسفانه آن چه که در کشور در حال اتفاق است چه در سطح آموزشی و چه در سطح پژوهش عمدتا اقتصاد سنجی است و فرایند تولید تفکر اقتصادی تقریبا وجود ندارد. در ایران امروز نوعی سنت فکری میان جامعه علمی اقتصاد شکل گرفته که از طریق نظام پاداش و جزا هر گونه اندیشه اقتصادی را ابتدا مورد گزینش قرار داده و متناسب با درجه همسویی و همخوانی اندیشه جدید الورود با گفتار غالب آن را مورد انتخاب قرار می دهد. علم اقتصاد کنونی که بیشتر به ریاضیات به عنوان همه چیز می نگرد نوعی بینش تک بعدی را پرورش داده است که بسیار زود بازده اما بسیار ناپخته و خام است.

و اما سوال دیگر آنکه چرا در نظام آموزشی غالب تفکر به سوی جریان غالب علم اقتصاد می باشد؟ پاسخ کاملاً روشن است. مدرسان استادان جز تعداد بسیار قلیل دانش معتبر اقتصادی را جریان غالب اقتصادی می دانند و جریان های دیگر را که با تکنیک و ریاضیات سرکار نداشته باشد را انشایی بیش قلمداد نمی کنند. بی شک دانشجویان پرورش یافته نیز به همین سمت و سو راه خواهند یافت.

در جامعه کنونی ماگفتارهای اقتصادی که از علوم انسانی و فرهنگی تغذیه می کنند میان جامعه علمی ما با کمبود مخاطب مواجه است که این مورد کاملاً به نظام آموزشی در علم اقتصاد ایران ارتباط تنگاتنگ دارد.

مسئله ای که تقریبا غالب اقتصاددانان در عرصه کنونی بدان دست یافته اند جستجوی حل مشکل در حوزه های دیگر علم از قبیل جامعه شناسی فرهنگ رسوم آداب حقوق تاریخ و غیره در کنار علم اقتصاد می باشد. از نظر کمیت اقتصاد نهادگرا نسبت به رویکرد غالب اقتصادی امروز مخاطبین چندان ندارد. دانشکده های اقتصاد نهادها و دستگاههای اقتصادی بنا بر عللی عرصه و جولانگاه تاخت و تاز جریان غالب اقتصادی است.

و اما سوال دیگر آنکه چرا در نظام آموزشی غالب تفکر به سوی جریان غالب علم اقتصاد می باشد؟ پاسخ کاملاً روشن است. مدرسان استادان جز تعداد بسیار قلیل دانش معتبر اقتصادی را جریان غالب اقتصادی می دانند و جریان های دیگر را که تکنیک و ریاضیات سرکار نداشته باشد را انشایی بیش قلمداد نمی کنند. بی شک دانشجویان پرورش یافته نیز به همین سمت و سو راه خواهند یافت.

سیطره تسلط اقتصاد متعارف تاحدی است که حتی برخی از چهره های برجسته این جریان نیز در اعتراض به نظام آموزشی عنوان می کنند که چرا نظام آموزشی و دانشگاهی با نادیده گرفتن مزیت های نسبی دانشجویان سعی دارد همه دانشجویان در یک حوزه خاص پرورش یابند. در چنین شرایطی کاملاً مشخص است که نیروهای یک سویه نگر پرورش اقتصادی دراین سمت و سو شکل گیرد.

دانشجویان در نظام آموزش توسط همین جریان غالب اقتصادی محک زده می شوند. عدم موفقیت در عبور از این امتحان باعث جلوگیری از ورود دانشجویان به مراتب بالاتر می گردد و دستیابی به فرصتهای شغلی و در آمدهای بهتر را فراهم می آورد. با این ترتیب طرحهای تحقیقانی نیز گرایش به انطباق با معیارهای حاکم و رایج دارند. هر چه تحقیقی در چارچوب الگوی های کمی و ریاضی بیان گردد ارزش و اعتبار بیشتری دارد. متاسفانه در تمام سطوح اقتصادی فرمالیسم به نوعی باعث مرعوب کردن همه شده است. کافی است برای پی بردن به اهمیت موضوع مطلب پیچیده ای از ریاضیات یا اقتصادی سنجی بیان گردد تا همگی گیج و مبهوت شوند و آن را نشان علمی یا غیر علمی بودن پژوهش تلقی نمایند.

بی شک در حالی که ساخت جامعه از چنین تحقیقاتی حمایت می کند مسیر مطالعات دانشجویی و تحقیقات اقتصادی به سمت و جهت خاصی هدایت شده که محل رشد اندیشه ها و تفکرات نو را چندان فراهم نمی سازد. جامعه علمی اقتصاد کنونی با سایر رشته های علوم انسانی مانند جامعه شناسی علوم سیاسی و تاریخ در غالب محتوای مطالب آموزشی ارتباطات چندانی ندارد و آنچه که وجود دارد محدود به ارائه چند واحد درسی در این زمینه ها می باشد و این نوع دروس حتی در سطوح بالاتر از کارشناسی اصلاً به چشم نمی خورد.

اگر نگاهی گذار به برنامه های طولانی مدت پنجاه ساله توسعه کشور بیافکنیم ملاحظه خواهد شد که به لحاظ نظری رویکردهای حاکم بر برنامه های توسعه دقیقا منطبق با طرز تلقی جهان شمول از مسائل و راه حل های اقتصادی بوده است یکی از مهمترین کاستی هایی که نافرجامی این کوشش ها را توضیح می دهد عدم انطباق تئوری های به کار گرفته شده با شرایط و مسائل جامعه است.

خوشبختانه به عنوان بارقه امیدی که در سالهای اخیر صورت گرفته توجه اقتصاددانان به مسائل غیراقتصادی و تأثیر این گونه متغیرها بر اقتصاد می باشد. این موضوع باعث گشته تا علم اقتصاد از حالت تک بعدی خارج گردیده و به علمی میان رشته ای تبدیل گردد. تمام این واکنش های صورت گرفته نسبت به جریان غالب اقتصاد را می توان به دلیل عدم موفقیت آن برای توضیح اتفاقات انجام گرفته در جهان طی سال های اخیر باشد.

منابع و مآخذ 

1 ـ کتاب ماه علوم اجتماعی شماره 37ـ36 مهر و آبان 1379ـ سال سوم شماره 12 و سال چهارم شماره یکم.

2 ـ کتاب ماه علوم اجتماعی شماره 46ـ45 تیر و مرداد 1380ـ سال چهارم شماره نهم و دهم.

3 ـ علم اقتصاد و بحران در اقتصاد ایران ،مومنی فرشاد ـ انتشارات دانشگاه تربیت مدرس ـ سال 1374.

4 ـ داگلاس نورث اقتصاد نهادگرا ترجمه محمدرضا معینی سال 1377.





نظرات() 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


صفحات جانبی:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ:




برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


کد گالری


Pichak go Up



سایت تفریحی اس ام اس جوکز - انواع اخبار و اس ام اس میهن موبایل - دانلود موبایل،برنامه موبایل،بازی موبایل،تم موبایل،,والپیپر موبایل






The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox